چرا بمب‌ها آزادی نمی‌آورند: واکاویِ انتقادیِ امید به مداخله نظامی برای پیشبرد آزادی‌خواهی

آیا از این بدتر هم ممکن است؟ به نظر می‌آید که هست. وای به روزهای دیگر
                                                                        شاهرخ مسکوب – روزه ا در راه

این جنگ حتی یک انسان را از وحشت، از رنج‌ وصف‌ناپذیر نابودی نجات نداده است. پس چرا میگذاریم این ننگ ادامه یابد، گسترش پیدا کند و پیکر سیاسی ما و سراسر خاورمیانه را متلاشی کند؟
                                                                     جون جردن – سخنرانی علیه جنگ اول خلیج ۱۹۹۱

بیش از سه هفته از شروع حمله‌ی نظامی اسرائیل و آمریکا به شهرهای ایران می‌گذرد. جنگی که سایه‌ی آن دهه‌ها بر ساکنین این سرزمین بوده، اکنون به واقعیتی هولناک بدل شده است. زیستن زیر سلطه‌ی استبدادی جمهوری اسلامی و سرخوردگی از دهه‌ها امید به اصلاحات و نافرمانی مدنی، در کنار سرکوب خونین اعتراضات خیابانی، بعضی را به این باور رسانده که حمله‌ی نظامی می‌تواند امکانی برای گذار از دیکتاتوری جمهوری اسلامی به سوی جامعه‌ای دموکراتیک باشد. شاید عده‌ای در راستای این انسداد و عجز سیاسی بگویند «هیچکس جنگ دوست ندارد، اما چاره چیست؟» یا استدلال کنند «همه می‌دانند اسرائیل و آمریکا فقط به فکر منافع خود هستند، اما آیا راه دیگری باقی مانده؟». به‌ دور از نگاه منزه‌‌طلبانه و با نگاهی به هزینه‌های جنگ تا زمان نگارش، متن پیش ِرو تلاشی است همدلانه برای درگیرشدن و واکاوی نقادانه این سوال سخت:

۱. 

در اولین روز جنگ علی خامنه‌ای كشته شد و میان بیم‌ها و بمب‌ها، امید به گذار از جمهوری اسلامی نیز افزایش یافت. شاید این اولین به‌ظاهر موهبت این جنگ برای آزادی‌خواهان بود و با از بین رفتن دیکتاتور ۸۶ ساله، مسئول و نماد دهه‌ها بدبختی اکثریت مردم هم حالا دیگر وجود نداشت. اما با کشته شدنش، افق محاکمه‌ی او در دادگاهی عادلانه و مردمی هم به محاق رفت. میان سناریوهای ممکن برای کنار رفتن از قدرت، او نه همچون پیرمردی فرتوت و ناکارآمد یا مجرمی ضعیف در بند انقلابیون و نه در جایگاه متهم در برابر عدالت قضایی، که به قول مقامات جمهوری اسلامی با رسیدن به مقام «شهادت» از صحنه‌ی سیاست حذف شد. همچنین مسلم شد که جمهوری اسلامی بدون او هم، حداقل فعلا، تداوم دارد و رخنه‌ای در قدرت، حداقل به ظاهر، به وجود نیامده و برای دادخواهان، عدالتی در این جابه‌جایی قدرت نیست. 

 

اما این فقط علی خامنه‌ای و بعضی از مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی و سرداران سپاه نیستند که از بین رفته‌اند. به همراهشان بیش از ۱۴۰۰ غیرنظامی بی‌گناه هم کشته شده‌اند، که دست‌کم ۲۰۰ نفر آنها کودک بوده‌اند[1]. حتی تلفات نظامیان هم احتمالا شامل سربازان وظیفه‌ای‌ است که به اجبار به خدمت درآمدند. هزاران واحد مسکونی و تجاری و زیرساخت‌های غیرنظامی ویران شده‌اند و تخریب خانه‌ها جابه‌جایی اجباری میلیون‌ها نفر و ترک اجباری محل زندگی را به دنبال داشته. و در غیاب حکومتی بر پایه عدالت اجتماعی، بار ساختن دوباره این خرابی‌ها بر دوش مردمی‌ است که همه‌ چیز را خود پیش از این نیز باخته بودند. البته هزینه‌های جنگ به شکل نابرابری به شهروندان تحمیل شده و افراد و گروه‌های آسیب‌پذیر بار سنگین‌تری از این هزینه‌ها را به دوش می‌کشند. 

 

تصاویر هوایی ردیف قبرهای کوچک دانش‌آموزان پیش‌دبستان و دبستان شجره طیبه در شهر کم برخوردار میناب از تکان‌دهنده‌‌ترین تصاویر ثبت شده سه هفته گذشته‌ است. تلخ‌‌ترآنکه این کودکان پس از اصابت اولین موشک به مدرسه در اولین ساعات حمله نظامی آمریکا و اسرائیل پناه گرفته منتظر والدینشان بودند تا به خانه روند، که موشک دوم فرود می‌آید[2]. کودکان و نوزادان پرورشگاه‌ها و شیرخوارگاه‌های تخلیه شده، با استناد به درخواست بهزیستی برای مراقبت موقت آنها، حال بی‌پناه‌تر از سابق‌اند[3,4]. هزینه‌های تحمیل شده بر کودکان و نوجوانان فقط محدود به آن تعداد که کشته شده‌ و یا آنها که بی‌سرپرست‌اند نیست، بلکه با تعطیلی مدارس و نبود اینترنت پایدار و اختلال در آموزش، دانش‌آموزان به‌صورت جمعی از تحصیل وامانده‌اند. همچنین حداقل ۱۲۰ مدرسه، این زیرساخت اصلی آموزش و ارتقای فرهنگی یک جامعه، هدف حمله قرار گرفته‌اند[5].

 

در حالی که برخی شهرهای بزرگ را ترک کرده‌اند، اکثریت از پس پرداخت اجاره‌بها در جای دیگر برنمی‌آیند و یا اقوام و دوستانی درمناطق امن‌تر ندارند. افراد مسن توانایی جابه‌جایی ندارند و دیگرانی هستند که در شرایط جنگی هم باید سرکار بروند. بیماران بستری در بیمارستان گاندی و خاتم‌الانبیا، سالمندان، کودکان و نوزادان مانده زیر آوار بر دوش کارمندان هلال احمر نیز همه گواه این فشار مضاعف‌اند. از كشته شدن کارگران شیفت شب کارخانه آرد و نشاسته در نقده تا مرگ کارگران تولیدی وسایل گرمایش و سرمایش در بمباران اصفهان تا كشته شدن کارگران ساختمانی در حمله به ساختمان مجلس خبرگان تا تخریب کامل و تعطیلی کارخانه‌ی بتن درقم، سهم کارگران از این جنگ تا کنون جزمرگ، فقر و بی‌کاری نبوده‌است[6]. کارگران نیروگاه‌های برق و كارگران عسلویه که قبل از جنگ دست به اعتصابات گسترده زده‌ بودند، با وجود تهدید به بمباران مجبور به کارند. بسیاری از کسب و کارها تعطیل شده آنهم در شرایطی که زیر بار تورم و گرانی و بیکاری، کمر خیلی‌ها پیش از این نیز شکسته شده بود. زنان و افراد جامعه‌ی کوییر که اصولا از نظر شغلی و مالی در وضعیت بی‌ثبات‌تری هستند، در شرایط جنگی موقعیت اقتصادی ناپایدارتری دارند. از زنی همجنسگرا که بر خانواده‌ی سنتی خود شوریده و به استقلال مالی رسیده روایت می‌شود که حالا با تعطیل شدن کسب و کار و منبع درآمدش و تحت فشار شدید مالی، اقدام به خودکشی کرده است[7]همچنین پژوهش‌ها نشان می‌دهد که با سخت شدن تردد و جابه‌جایی، کم شدن دسترسی به شبکه‌های حمایتی، خانواده، دوست و روندهای قضایی و تشدید اختلال‌های روحی وبیماری‌های روانی، در زمان بحران و مشخصا جنگ، خشونت خانگی افزایش می‌یابد

خبرهای نگران‌کننده‌ای از وضعیت زندانیان و کمبود غذا و خدمات درمانی برای آنها به گوش می‌رسد[8] و جمهوری اسلامی حتی با استناد به قوانین موجود حاضر نیست محبوسین را آزاد و یا حتی به مکانی امن منتقل کند. از سوی دیگر، مراکز بسیج، پاسگاه‌ها و ایستگاههای پلیس و دادگاه‌ها در‌حالی بمباران می‌شوند که علاوه بر استقرار نظامیان، مکان نگهداری بازداشتیان و محل مراجعه‌ی شهروندان عادی نیز هستند. اتفاقا بخش زیادی از زندانیان، مبارزین و مخالفین جمهوری اسلامی هستند که تاکنون هزینه‌های زیادی پرداخته‌اند و فردای پس از جمهوری اسلامی هم باید به دست آنها ساخته شود. حمله اسرائیل به اوین در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران[9] یادآور وضعیت خطیری است که این سرمایه‌های انسانی را تهدید می‌کند.     

 

از چهل ستون وعالی‌قاپو و کاخ گلستان و سعدآباد گرفته تا میدان‌ها، بزرگراه‌ها، مدارس، پارک‌ها، ورزشگاه‌ها و نیروگاه‌ها، تا بیمارستانها و مراکز دارویی و توانبخشی معلولان و هلال احمر و اورژانس و حتی آمبولانس‌ها تخریب شده‌اند. کارخانه‌ی تولید شیشه در قزوین، بتن در قم، کاغذسازی در ملایر، وسایل سرمایش و گرمایش در اصفهان آسیب دیده یا کامل از بین رفته‌اند[10]. حمله به کارخانه‌های داروسازی، انبار و شرکت پخش دارو و اختلال در زنجیره‌ی تامین پزشکی به دلیل محدودیت‌های حریم هوایی درحالی صورت می‌گیرد که صنعت دارویی ایران پیش از جنگ هم براثر تحریم‌ها با مشکلات بسیاری روبرو بوده است[11]. تاسیسات آب شیرین‌کن قشم[12]، بیمارستان تخصصی کودکان در اهواز، کلینیک دیالیز در کرج و پالایشگاه‌های عسلویه و پارس جنوبیٕ[13] نیز مورد حمله قرار گرفته. در اندیمشک، تنها بیمارستان شهر[14] بمباران شده. حمله به نیروگاه‌های برق، در صورت عملی شدن تهدید ترامپ، قطعی برق و آب و پیامدهای جدی معیشتی همچون از کار افتادن سیستم فاضلاب شهری و شیوع بیماری را به همراه خواهد داشت. اینها همه و همه امکان‌های زیست و حیات اجتماعی شهروندان‌اند.

 

 به علت دسترسی کمتر و سرکوب بیشتر، از شهرهای غیرفارس‌نشین کمتر تصویر و یا خبری می‌‌آید. اما از طرفی، آمریکا و اسرائیل، مهاباد، سنندج، مریوان، بوکان و نقده را شدیدا بمباران کرده‌اند[15] و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی پایگاه‌های احزاب کورد در عراق را[16]. اتهام «تجزیه طلبی» نه فقط از سمت جمهوری اسلامی که حتی از سوی رسانه‌ها و تحلیلگران مخالف، باز بهانه‌ای برای سرکوب هرچه بیشتر شهرها و گروه‌های مهمی از اپوزیسیون کورد شده. نگران کننده اینکه در فردای جنگ، با توجه به توزیع نابرابر سرمایه ملی و در صورت تداوم جمهوری اسلامی، منابع کمتری به بازسازی این مناطق اختصاص خواهد یافت. 

 

بر اثر بمباران مخزن نفت‌ در تهران، بر سر مردمان جنگ دیده، گربه‌های ملوس و شکوفه‌های بهاری پایتخت، باران اسیدی باریده است[17]. نفس کشیدن که پیش از این هم سخت بود و دسترسی بیماران سرطانی و تنفسی به مراکز درمانی و داروسخت‌ترهم شده. با اصابت پرتابه به نیروگاه اتمی بوشهر، برخی گمانه‌زنی‌ها حاکی از احتمال حمله به مراکز هسته‌ای است که فاجعه‌ای زیست‌محیطی را که نسل‌ها درگیرش خواهند بود به دنبال خواهد داشت. بدون تردید، تداوم این درگیری‌ها به معنای شکل‌گیری یک جنگ اقلیمی نه فقط در جغرافیای سیاسی ایران که در کل خاورمیانه است. مطالعات نشان می‌دهد نیروهای نظامی جهان حدود ۵٫۵٪ از کل انتشار گازهای گلخانه‌ای جهان را تولید می‌کنند؛ رقمی که اگر یک کشور بود، چهارمین آلاینده بزرگ دنیا محسوب می‌شد. خاورمیانه که دمای آن تقریباً دو برابر میانگین جهانی در حال افزایش است و تنها ۱٪ از منابع آب شیرین جهان را در اختیار دارد، توان تحمل چنین تخریبی را ندارد. در کشوری مانند ایران که حدود ۹۷٪ سرزمین آن درگیر خشکسالی است، هر جنگی می‌تواند بحران آب، تخریب اکوسیستم‌ها و بی‌ثباتی اقلیمی را به شکلی فاجعه‌بار تشدید کند.  

۲.

 شاید عده‌ی زیادی بگویند قبل از این هم زندگی با وجود جمهوری اسلامی ممکن نبود و شاید با منطق فایده‌گرایانه، همه‌ی این هزینه‌ها در صورت گذار از جمهوری اسلامی قابل چشم‌پوشی‌اند. البته که «اگر» بزرگی است و اگر بزرگتر اینکه این گذار به جامعه مطلوب بیانجامد. کنایه‌آمیز اینکه ترامپ و اعضای کابینه‌اش بارها اعلام کرده‌اند هدفشان نه آوردن دموکراسی و نه‌ حتی تغییر نظام است[18,19]. گرچه نتانیاهو گویی هنوز امید به شورش مردمی برای تغییر حکومت دارد، اما به استناد مذاکرات محرمانه، اسرائیل بر این باور است که این شورش در صورت وقوع و وضعیت جنگی منجر به «سلاخی» شهروندان خواهد شد[20]. تصور بهره‌ بردن از جنگ خارجی به نفع مبارزات مردمی، فکری وسوسه انگیز است، اما باید در نظر داشت که ترامپ میان حرف‌های متناقض‌اش گفته که نقشه ایران ممکن است بعد از این جنگ تغییر کند و یا جای دیگر تهدید کرده آنچنان خرابی می‌توانیم به بار آوریم که هیچ کس قادر به بازسازی ایران نباشد[21]. رهبران آمریکا و اسرائیل در این جنگ اتفاقا در جوامع خود هم جز نیروهای دموکراتیک محسوب نمی‌شوند و در کارنامه‌ی خود فساد اخلاقی و مالی دارند. در صورت رسیدن به نقطه‌ی فروپاشی نظام و با عنایت به سابقه‌ی این قدرتها و رهبرانشان، ساده‌انگارانه است فکر کنیم که بگذارند مردم جغرافیای ایران، کشوری که از نظر ژئوپلیتیک، منابع و انرژی تجدیدناپذیر اهمیت بسیاری دارد، سرنوشت خود را آنطور که می خواهند رقم زنند. تاریخ همین سرزمین بارها خلاف این را ثابت کرده‌ است. 

 

اما آیا جامعه‌ای جنگ زده، که حالا رنگی بالاتر از سیاهیِ زندگی زیر سایه مرگبار جمهوری اسلامی را دیده است، توان بازیابی خود و رقم زدن انقلابی مردمی در آینده‌ای نزدیک را دارد؟ جواب گرچه قطعی نیست، اما امیدوارکننده هم نیست. بخش زیادی از نیروی مردمی و منابع ملی بعد از توقف بمباران باید صرف رسیدگی به اسیب‌دیدگان جنگی، ساختن آنچه ویران شده، از خانه تا کسب و کار و زیرساخت‌های عمومی شود. همچنین می‌توان متصور شد که جنگ و «دشمن خارجی» که حالا  دیگر نه امری صرفا انتزاعی در گفتمان حاکمان، بلکه به صورت عینی و در شکل ویرانی و تخریب در جای جای كشور نمایان شده، دستاوردهای خیزش‌های انقلابی و مبارزات مردمی را از نقطه‌ی پیش از آن عقب‌تر بَرَد و اراده جمعی به انقلاب را کاهش دهد.

 

 اگر تا قبل از این امیدی به گسست میان نیروهای سرکوب و جدا شدن بخشی از حاکمیت و پیوستن به مردم بود، امری که یکی از مولفه‌های تعیین کننده در انقلاب‌هاست، این امکان اکنون چندان محتمل به نظر نمی‌رسد. وجود دیگریِ متجاوز و خارجی این نیروهای خاکستری را حداقل برای مدتی منسجم و یکپارچه کرده. در مطالعات اجتماعی، جنگ و ناسیونالیسم فزاینده ناشی از آن، به عنوان عاملی متحدکننده نه فقط بین طیف‌های مختلف حکومت که میان حکمرانان و مردم هم شناخته می‌شود. جمهوری اسلامی اکنون با اتکا به شرایط جنگی و شرایط آخرالزمانی کنونی توانسته باز قشری را به سمت خود بکشاند. کمااینکه حتی میان مخالفان جمهوری اسلامی هم بخشی با استناد به مفاهیمی مانند وطن‌پرستی و استعمارستیزی به دفاع از نظام در مقابل «بیگانه» پرداخته‌اند. همچنین حمله‌ی خلاف قوانین بین‌المللی آمریکا و اسرائیل، موجب ترمیم وجه‌ی سیاسی و افزایش مشروعیت جمهوری اسلامی در بخشی از افکار عمومی جهان شد.  

 

به سوال آغازین متن برمی‌گردیم:  پس راه‌حل جایگزین حمله نظامی با عنایت به خشونت افسارگسیخته جمهوری اسلامی چیست؟ نخست آنکه، لزوما برای نفی یک راه‌حل پر از اما و اگر و هزینه‌های جبران ناشدنی‌، نباید جایگزینی آماده داشت و قابلیت نقد یک راهبردِ پرخطر نمی‌بایست تا یافتن پاسخ بهتر تعلیق شود و البته بیان آرزوی سیاسی منجر به تحقق آن نمی‌شود. صادقانه این جایگزین نه سریع و ساده‌ است و نه زاده‌ی تخیل یک فرد یا افرادی محدود. ادعای داشتن راه‌حلی آماده نشان از ریاکاری و یا ساده‌دلی دارد، حتی اگر این واقعیت، نخست مایوس کننده بنماید. همانطور که به عنوان مثال، وعده‌ی کمک خارجی به معترضین دردی‌‌ ماه خونین ۱۴۰۴ و یا از هم پاشیدن رژیم‌ با حمله خارجی و مرگ خامنه‌ای محقق نشد. 

 

پاسخ به این پرسش حاصل تلاش جمعی خواهد بود که از دل مبارزه مردمی، شرایط و مختصات مشخص تاریخی و بر بستری از مقاومت‌های مستمر سر برمی‌آورد، لحظ‌ه‌ای که این ظرفیت‌ها دیوار سخت قدرت را شکسته و گسستی در نسبت با گذشته ایجاد کنند. اتفاقا در زمانه‌ی بحران همانند جنگ، سیستم‌های تمامیت‌خواه بیش ‌از پیش فضای سیاسی و اجتماعی و عرصه را برای بروز این خواسته‌ها و کنش‌های انقلابی تنگ‌تر می‌کنند. جمهوری اسلامی با منطق جلوگیری از هرج و مرج، جمهوری اسلامی دست به افزایش ایست بازرسی، دستگیری گسترده، لشکرکشی خیابانی و در واقع شکلی از حکومت نظامی زده و دسترسی آزاد به اطلاعات را عملا ناممکن کرده. واکنش این سیستم به فشار خارجی در ۴۷ سال گذشته، افزایش سرکوب در داخل بوده است، همانطور که گزارش‌ها از ایران حاکی از سرکوب شدیدی است که گستردگی و فراگیری نافرمانی مدنی علیه حجاب اجباری را، که از بارزترین دستاوردهای جنبش زن زندگی آزادی بود، محدود کرده است.

 

البته به این معنا نیست که جایگزین کردن حمله‌ی نظامی با مبارزات مردمی همان اصلاحات تدریجی است. انقلابها حاصل فرایندی مستمر اما دگرگون‌ساز و گسترده‌اند که در لحظه‌ی فروپاشی نظام پیشین عینیت می یابند. اما انقلاب از منطق سیاسی اصلاحات به معنای قائل بودن به تغییرات در چارچوب قانون و نهادهای مستقر و توسط افراد وابسته به حکومت پیروی نمی‌کند. بلکه بر اساس این تعبیر، پیمودن مسیر دگرگونی و بنیادین نه یکباره که روندمحور و بر پایه بسیج مردمی و مشارکت عمومی است و در این راه، سرسختی، امید و همبستگی محافظ پیشبرد اهداف انقلابی خواهند بود. انقلاب ما سال‌هاست آغاز شده و شاید از اولین نمودهای عینی‌اش همان شعار «اصلاح‌طلب اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» در دی‌ماه ۹۶ باشد، هنگامی که خرد جمعی و متکثر از جمهوری اسلامی عبور کرد (گرچه خیلی پیشتر از آن به این باور رسیده بودند). این انقلاب در بزنگاه‌های مختلف تا دی‌ماه ۱۴۰۴ هر بار رخی نشان داد. این انقلابی «در حال شدن» است. 

 

 [1] https://www.bbc.com/persian/articles/cwyj9v2qg1eo

[2] https://www.bbc.com/persian/articles/cddnn8v026lo

 [3] https://www.radiozamaneh.com/881697/

 [4] https://www.mehrnews.com/news/6766990/%D8%AA%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82-%D8%A7%D9%85%D9%86

 [5] https://www.mehrnews.com/news/6764438/%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%DB%B2%DB%B0-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%DB%B1%DB%B7%DB%B0-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2

 [6] https://www.radiozamaneh.com/883018/

 [7] https://www.instagram.com/p/DWOz_LAjeTI/?igsh=M21sdGNjYjk2OHE3

 [8] https://www.radiozamaneh.com/883053/

 [9] https://www.hrw.org/fa/news/2025/08/14/iran-israeli-attack-on-evin-prison-an-apparent-war-crime

 [10] https://www.radiozamaneh.com/883018/

 [11] https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-220/1094387-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AA%D8%AC%D9%87%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%B7%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86

 [12] https://www.radiozamaneh.com/881624/

 [13] https://www.bbc.com/persian/articles/cwyj9v2qg1eo

 [14] https://www.instagram.com/p/DWObPixDWm_/

 [15] https://www.instagram.com/p/DVvertcDdq6/?igsh=MWRhbzE2djFlem5jdA%3D%3D

 [16] https://kurdistanhumanrights.org/fa/war-human-rights-updates-fa#bn-item-47435

 [17] https://www.bbc.com/persian/articles/cewzpqye70ko

 [18] https://apnews.com/article/trump-iran-war-oil-sanctions-troops-contradictions-eb10ac163be642ad4d738bab9f0ae2a6

 [19] https://www.pbs.org/newshour/world/hegseth-insists-the-iran-conflict-is-not-iraq-and-is-not-endless

 [20] https://www.washingtonpost.com/national-security/2026/03/17/israel-iran-cable-revolt-slaughtered/

 [21] https://www.newsweek.com/donald-trump-map-iran-look-different-war-11640578

چرا بمب‌ها آزادی نمی‌آورند: واکاویِ انتقادیِ امید به مداخله نظامی برای پیشبرد آزادی‌خواهی