آيا تصور ایرانی بدون زندان و اعدام تصوری خام و دور از دسترس است؟ شايد بسیاری بگويند كه در دموكراسیهای غربی كه دهههاست مجازات اعدام لغو شده اصل مجازات و زندان هنوز پابرجاست و چنين خيالی حتي در آزادترين كشورهای جهان عجيب به نظر ميآيد. ما ميخواهيم نشان دهيم ترسيم يك افق سياسی-اجتماعی برابر و انساني مهمترین قدم است، گرچه شاید تا رسیدن به آن راه درازی در پیش باشد. حتی در ايران امروز و تحت نظام ديكتاتوری جمهوری اسلامی، با وجود سركوب و جلوگيری از سازماندهی مستقل، نمونههایی از تجارب جمعی وجود دارد كه راههای تازهای را پيش پاي ما میگذارند، نه تنها براي لغو اعدام، بلكه در به پرسش كشيدن اصل مجازات به عنوان تنها راه رسيدن به عدالت و مسئوليتپذيری.
ما جمعی از فمينيستهای ايرانی در دياسپورا هستيم که پس از زنكشی حكومتی ژينا امينی در شهريور ١٤٠١ توسط پليس در ايران، از نقاط مختلف جهان برخاستیم، یکدیگر را یافتیم و شبکهای تشکیل دادیم. بسياري از ما در ايران فعاليت سياسی داشتهايم و بعضی از ما در سالهای اخیر پا به حوزه کنشگری گذاشتهایم. همه ما به مبارزه فمینیستیِ باور داریم، نه تنها برای دستیابی به برابری جنسیتی بلکه فراتر از آن مبارزهای عليه تمامی اشکال سلطه و استثمار. بر این اساس، رهايی از نظم سركوبگرِ موجود را تنها با ساختن جبهههاي متحد و برقراری همبستگي فراملی ممكن می دانیم.
مبارزه فمينيستي ما متمرکز است بر تقويت عامليت زنان و افراد كويير. و این مبارزه از کوشش جمعی برای برقراریِ برابری اجتماعی، اقتصادی و عدالت اقلیمی جدا نیست. در نگاه ما، فمينيسم فقط به زنان و افراد كويير محدود نميشود، بلكه رویکرد و فعالیتی جمعی است كه چشماندازی برای زندگي بهتر برای كل جامعه ارائه میدهد و افق آیندهای را ترسیم میکند که در آن عدالت و شأن انسانی جای سرکوب و سلطه را گرفتهاند.
وضعيتي كه در آن قرار داريم، به شدت ناپايدار است: هر روز تحولاتي رخ ميدهد كه تمامي بررسیها و تحليلهای قبلی را به چالش ميكشد و جنبههای جديدی به وضعيت موجود اضافه ميكند. در چنين شرايطی، لازم است كه دفاع از زندگی در مركز مداخله سياسی ما قرار گيرد، چرا كه با سازماندهی مطالبات حول حق زيستن و زندگي با كرامت است كه ميتوان بر رخوت و انفعال ناشي از وضعيت جنگی و پس از کشتار غلبه كرد و همزمان افقی فراتر از دوگانههای ارتجاعی موجود گشود. در شرایط فعلی ایران، ما مخالفت با اعدام را یکی از پایههای مطالبه حق زیستن میدانیم.
طي سالهاي گذشته، در فضای فكری-سياسی ايران آثار و نوشتههاي زيادی اعم از جزوه، مقاله، كتاب، بيانيه و پادكست در مخالفت با مجازات اعدام منتشر شده است. ما هم در تهيه اين كتابچه از اين منابع استفاده كرده و به آنها ارجاع دادهايم. برخی از منابع قطعا به شكلگيری استدلال ما كمك كردهاند. در بيشتر اين منابع، چند استدلال تكرار ميشود: اعدام غير انسانی است، بازگشتناپذير است و جلوی جرم را نمیگيرد. همه اين استدلالها مهماند، اما بعضا از درون منطق مجازات مطرح ميشوند؛ يعني خشونت دولتی را به نوعی مشروع میدانند ولی به اعدام به عنوان مجازات نقد دارند. اين كتابچه هم مانند آثار پيشين، بر ايستادگی عليه اعدام تاكيد دارد، اما برخلاف بعضی آثار قبلی بر علیه اعدام حق مجازات را در اختيار حاكميت نميداند. در اين كتابچه، با رويكرد فمينيستی، استدلالهايي عليه مجازات اعدام ارائه ميشود كه خارج از منطق مجازات و خشونت دولتی است. تلاش بر اين است كه در اين روند، افق تازهای ترسيم شود كه به جاي مديريت خشونت، به دنبال ريشهكن كردن خشونتی كه حاصل ساختارهاي سياسی و اقتصادی نابرابر است باشد.
هدف ما از ارائه اين كتابچه این است که با عمومی كردن بحث پيرامون اعدام، مسير مبارزه براي لغو این مجازات را ادامه دهیم و تصویری از عدالت در جامعه مطلوبمان ترسیم کنیم. اين كتابچه تلاشی است برای ارائه صورتبندیای از مساله اعدام. از نظر ما کلید این مبارزه، جلب مشاركت مردمی براي تبديل خواست لغو مجازات اعدام به خواستی عمومی و يافتن راههای سازماندهی جمعی براي لغو مجازات اعدام است. از اين رو، از نظرات و پيشنهادات و انتقادات در مورد محتوای اين كتابچه استقبال میكنيم. امكان برقراری تماس با ما از طريق ايميل و صفحه اينستاگرام شبكه ممكن است.
دانلود پیدیاف کتابچه.